ولی خب بالاخره درس خوندم دیگه و برنامه درسیمو منظم تر کردم .فکر میکنم که ششم اسباب کشی کنیم و بریم خونه جدید. خونه جدید جامون خیلی کوچولو میشه . چهارسال اینجا یه عالمه جا داشتیم سه تا اتاق عالی و حال بزرگ حالا اونجا خیلی کوچولو میشه ولی چه باید کرد؟
هممم محمد امشب نمیاد که حرف بزنیم فردا میخواد بره ثبت نام دانشگاه .از ته دلم امیدوارم رشته به درد بخوری باشه براش و موفق بشه .
صبح ادبیات خوندم قرار بود فلسفه هم بخونم ولی نمیدونم چرا نشد . رضا رفت مدرسه ، روز اولش بود .کلی تعریف کرد از مدرسشون .اینکه فقط شونزده نفر هستن و کارگاه اختصاصی با هشت تا سیستم برای خودشون دارن و خیلی چیز های دیگه .کیسش رو هم برد که ویندوز 10 نصب کنن روش چون از امسال تو مدرسه ویندوز جدید درس میدن .کاشکی عصر نخوابیده بودم تا الان خوابم بیاد!
امشب بفرمایید شام دیدم .بد نبود ! پسری که میزبان بود خوب به نظر میرسید .
نمیدونم درباره چی بنویسم. درباره اینکه از ته قلبم دوست دارم وکیل شم . ردباره اینکه کاش یه نفر دیگه هم بود که در مورد درس خوندنمون باهم حرف میزدیم . در مورد اینکه کاشکی امسال هم مدرسه میرفتم یا هرچیز مسخره دیگه که این روزا فکرمو مشغول کرده . باید یه چیزی باشه که حسه درس خوندن منو بیشتر کنه. اصلا شاید از چند روز بعد برم کتابخونه .خیلی احساس خوبی داره که اینجا میتونم همه چیزی بنویسم بدون اینکه کسی بمونه من کیم یا در مورد من قضاوت کنه یا هرچیزی که بخواد منو آزار بده
اصلا حسش اومده که برم یه چرخ دیگه بزنم اگه چیزی به ذهنم رسید دوباره بیام بنویسم :دی
شیواییسم...
ما را در سایت شیواییسم دنبال میکنید
برچسب: روز دوم,روز دوم محرم,روز دوم بارداری,روز دوم المپیک,روز دوم پریودی,روز دوم فوریه,روز دوم کشتی المپیک,روز دوم ذی الحجه,روز دوم کشتی آزاد المپیک, نویسنده: بازدید: 31